کودکی که هر شب با دلدرد به رختخواب میرود، از سردرد شکایت دارد یا از رفتن به مدرسه امتناع میکند، لزوماً لجباز، حساس یا تنبل نیست. گاهی این رفتارها زبان اضطراب کودکی است که هنوز نمیتواند احساسش را بهدرستی توضیح دهد. اضطراب در کودکان شایع است و واکنش طبیعی آنها به موقعیتهای تازه یا تهدیدکننده محسوب میشود، اما وقتی شدت میگیرد، طولانی میشود یا زندگی روزمره را مختل میکند، نباید نادیده گرفته شود.
مرز میان اضطراب طبیعی و اضطراب مشکلساز همیشه برای والدین روشن نیست. نگرانی پیش از امتحان، ترس از جدا شدن از والدین یا اضطراب در مواجهه با موقعیت تازه میتواند متناسب با سن کودک باشد. مسئله زمانی اهمیت پیدا میکند که اضطراب برای چند هفته ادامه پیدا کند، نگرانیها به مهدکودک، مدرسه، بازی، خواب یا غذا خوردن آسیب بزند و ترسها تکراری و نامتناسب با میزان واقعی خطر باشند.
علائم اضطراب در کودکان و تفاوت آن با لجبازی
یکی از دلایل دشوار بودن تشخیص اضطراب در کودکان این است که آنها همیشه نمیتوانند احساس خود را با کلمات بیان کنند. به همین دلیل اضطراب ممکن است به جای یک جمله واضح درباره «ترس»، خودش را در رفتار یا زبان بدن کودک نشان دهد. تغییر ناگهانی در خلقوخو، عادتهای روزانه، خواب یا رفتار اجتماعی از نشانههایی است که والدین باید مراقب باشند آنها را با لجبازی و حرفنشنوی اشتباه نگیرند.
علائم جسمی اضطراب شامل دلدرد و سردردهای مکرر بدون علت پزشکی مشخص، خستگی، تپش قلب، تعریق، احساس تنگی نفس یا گرفتگی در گلو است. مشکلات خواب مانند دیر خوابیدن، کابوس دیدن یا ترس از تنها خوابیدن، تغییر اشتها و احساس تنش مداوم در بدن نیز ممکن است با اضطراب ارتباط داشته باشد.
کودکی که مرتب از رفتن به مدرسه، مهمانی، صحبت کردن در جمع یا جدا شدن از والدین اجتناب میکند، ممکن است درگیر اضطراب باشد. همچنین چسبیدن بیش از حد به پدر یا مادر، پرسیدن مداوم سؤالهایی برای اطمینان گرفتن، تحریکپذیری و عصبانیتهای ناگهانی یا قشقرقهایی که با رفتار معمول کودک تفاوت دارند، از نشانههای اضطراب هستند.
نگرانی مداوم و غیرواقعبینانه درباره بیماری، مرگ، آینده یا اتفاقات بد، ترس از قضاوت دیگران و احساس ناتوانی نیز از نشانههای مهم کودک مضطرب هستند. بعضی کودکان گوشهگیر میشوند و علاقهشان به بازی کاهش پیدا میکند. گریههای زیاد و گفتن جملاتی مانند «من نمیتونم» نیز ممکن است نشانه اضطراب باشد. در کودکان بزرگتر، اضطراب گاهی به شکل کمالگرایی افراطی و ترس از اشتباه کردن بروز میکند؛ بهطوری که کودک از جواب دادن در کلاس یا شرکت در فعالیتهایی که احتمال اشتباه در آنها وجود دارد، خودداری میکند.
وجود این علائم بهتنهایی به معنای اضطراب نیست و برای ارزیابی آن باید به تکرار، شدت و تأثیر علائم بر زندگی روزمره کودک توجه کرد.
شکل بروز اضطراب در سنین مختلف
شکل بروز اضطراب در کودک با افزایش سن تغییر میکند. در کودکان کوچکتر (زیر ۶ یا ۷ سال)، اضطراب بیشتر در قالب علائم جسمی و رفتاری دیده میشود و کودک ممکن است نتواند درباره نگرانی خود توضیح روشنی بدهد. اما در نوجوانان، نگرانیهای اجتماعی، ترس از قضاوت دیگران و تغییرات خلقی ممکن است برجستهتر باشد و گاهی اضطراب خود را در قالب رفتارهای دیگری نشان دهد.
راهکارهای مدیریت اضطراب کودک توسط والدین
نحوه واکنش والدین در برابر اضطراب کودک اهمیت زیادی دارد. اولین قدم این است که احساس کودک انکار نشود. جملهای مانند «میفهمم که نگرانی» به کودک نشان میدهد احساسش دیده شده، در حالی که گفتن «نترس، هیچی نیست» ممکن است ترس او را بیاهمیت جلوه دهد. والدین هم باید تا حد امکان آرام بمانند، زیرا کودک میتواند اضطراب و واکنش هیجانی آنها را دریافت کند.
اطمینان دادن مداوم راهحل مناسبی نیست. کودکی که مرتب میپرسد «مطمئنی اتفاقی نمیافته؟» ممکن است به مرور برای کاهش اضطراب خود به این اطمینان گرفتن وابسته شود. بهتر است والد به جای پاسخ دادن مکرر، مهارتهای مدیریت اضطراب را به کودک یاد بدهد. تکنیکهایی مانند تنفس آرام (۴ ثانیه دم، ۴ ثانیه مکث و ۶ ثانیه بازدم) و تکنیک «۵-۴-۳-۲-۱» که توجه کودک را به حواس پنجگانه و زمان حال معطوف میکند، میتواند به کاهش افکار اضطرابزا کمک کند.
فعالیت بدنی و بازی آزاد، خواب و وعدههای غذایی منظم و داشتن برنامه روزانه قابل پیشبینی در کاهش اضطراب کودک اهمیت دارند. همچنین بهتر است دسترسی کودک به محتواهای اضطرابزا، از بازیهای هیجانی و خشن دیجیتال تا اخبار مربوط به بیماریها، حوادث و بلایا، متناسب با سن او محدود شود.
در مواجهه با ترسهای کودک، نه اجبار و نه اجتناب کامل راهحل مناسبی است. اگر کودک از مدرسه، حضور در جمع یا جدا شدن از والدین میترسد، بهتر است با حمایت والد و به شکل مرحلهبهمرحله با موقعیت ترسناک روبهرو شود. این مواجهه تدریجی به کودک کمک میکند تجربه کند که میتواند با وجود ترس، از عهده موقعیت برآید. دادن فرصت برای تصمیمگیریهای کوچک و توجه به موفقیتهای کودک نیز حس کنترل و شایستگی او را تقویت میکند.
درعوض، برچسبهایی مانند «چقدر مضطربی» یا «تو همیشه میترسی» بهتر است از ادبیات خانواده حذف شود، زیرا ممکن است کودک به مرور اضطراب را بخشی ثابت از هویت خود بداند.
چه زمانی مراجعه به متخصص ضروری است؟
هر اضطرابی نیازمند مراجعه به متخصص نیست، اما اگر نشانهها بیش از ۴ تا ۶ هفته ادامه پیدا کنند، عملکرد کودک در مدرسه یا روابط اجتماعی را مختل کنند یا با مشکلات شدید خواب، افت خلق یا رفتارهای خودآسیبرسان همراه شوند، مراجعه به روانشناس کودک یا روانپزشک کودک ضروری است.
اضطراب کودک اگر بهموقع دیده شود، قابل مدیریت است. مهمترین نکته برای والدین این است که بدانند پشت خیلی از رفتارهایی که به شکل لجبازی، وابستگی یا عصبانیت بروز میکند، احساس ترس و ناتوانی وجود دارد. شناخت این نشانهها به والدین کمک میکند که به جای سرزنش کودک، علت رفتار او را ببینند و برای حل آن قدم بردارند. والد آگاهی که نشانهها را جدی میگیرد و بهجای سرزنش، حمایت میکند، بزرگترین هدیه را به کودک خود میدهد.



